چرا وزارت ارشاد مجوز کتاب داستان های امنیتی حسن عباسی را صادر نمی کند؟
من اینها را می‌گویم که NSA بداند ما به آن نفوذ کرده ایم.ما تلفن‌های اشتون یا مونیز را هک نکرده بودیم اما آنها تلفن همسر صالحی و ظریف را هم هک کرده بودند...

سید حسین یگانه - به اصطلاح تئوریسینی که روزی کارتون یوگی و دوستان را توهین به حضرت نوح می نامد و روز دیگر مدعی می شود که ملائکه و جبرئیل مورد حمله قرار گرفته اند و روز دیگر علیه ارتش جمهوری اسلامی صحبت می کند! روزی کوروش را صهیونیست می داند و روز دیگر فوتبال را قماری که هنری کسینجر استراتژیست آمریکایی در پشت پرده آن قرار دارد،عجیب نیست که داستان های تازه ای بشنویم!عجیب این است که در این کشور حرف زدن کنتورنمی اندازد و برخی می توانند هر چه از داستان و افسانه در ذهن خود دارند را به عنوان واقعیت به مردم انتقال دهند و کسی هم او را ممنوع الجلسه یا ممنوع التصویر نمی کند.

صحب درباره حسن عباسی است، کسی که رییس مركز بررسی‌های دكترینال است. زیرمجموعه این مركز «اندیشكده یقین» و انتشارات مربوط به این اندیشكده فعال هستند. در سایت این مركز اندیشكده یقین یك نهاد عمومی تصمیم‌ساز معرفی شده، كه قرار است «در رقابت با نهادهای رسمی- به ویژه با مراكز تحقیقات استراتژیك كشور- تصمیم‌سازی و چاره‌اندیشی را از انحصار این نهادهای متصلب خارج سازد». در اندیشكده یقین هم بخش‌های مختلفی از جمله «كرسی نظریه‌پردازی كلبه كرامت»، «الگوی ایرانی معیشت»، «سینمای استراتژیك»، «كودكان استرات‍ژیست» و «مركز اشاعه ایمان و متعلقات هفت‌گانه» فعال هستند كه اغلب به صورت سخنرانی به تولید محتوا می پردازند.

وی اخیراً در مراسم 13 آبان در دانشگاه شهید بهشتی در جمع دانشجویان، داستان تازه ای را روایت کرده است:« یک تیم نفوذی از کشورمان به بخش ایران سازمان امنیت ملی امریکا نفوذ کرده بودند. بر اساس اطلاعات به دست آمده این سازمان تلفن تمام اعضای مذاکره کننده هسته ای و اعضای خانواده آنها را هک کرده بودند و حتی می دانستند که سر سفره شام چه می‌خورند و حتی حرف های خانواده آنها را هم شنود کرده بودند و من اینها را می‌گویم که NSA بداند ما به آن نفوذ کرده ایم.ما تلفن‌های اشتون یا مونیز را هک نکرده بودیم اما آنها تلفن همسر صالحی و ظریف را هم هک کرده بودند».

اینکه سازمان های جاسوسی و امنیتی هر کشوری و به ویژه آمریکا،برای پیشبرد اهداف خود هر کاری که بتوانند را انجام می دهند،قابل تردید نیست؛اینکه تیم های نفوذی از سوی ایران هم برای نفوذ در هر دستگاه امنیتی دشمن متخاصم وجود دارد هم در این تردیدی نیست،اما نکته اینجاست که فردی مانند حسن عباسی که مسئولیتی در این باره ندارد،نمی تواند در این باره خواسته های درونی خود را داستان سرایی کرده و به عنوان واقعیت در محافل عمومی مطرح می کند؛ چرا که اگر بنا باشد هر فردی داستان مورد نظر خود را با حضور شخصیت های واقعی در سیاست ایران روایت کند،که دیگر با وجود این همه داستان،نمی توان واقعیتی را برای جامعه روایت کرد؛فرض کنید؛بخواهیم ما هم که مسئولیتی در بحث های اطلاعاتی نداریم؛بر اساس فکت ها و نشانه هایی که در سیاست ایران می ببینم؛برای مردم داستان امنیتی و اطلاعاتی بنویسیم و روایت کنیم.

نمونه یک داستان سرایی اطلاعاتی در مورد حسن عباسی را می توانید در ادامه مشاهده کنید:

«یک تیم نفوذی از کشورمان با نفوذ در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، اطلاعاتی را درباره نفوذی های آمریکا در ایران به دست آورده است. این تیم مدارکی را به دست آورده است که نشان می دهد که تضعیف جایگاه مرجعیت در بین مردم به ویژه نقش آیت الله جوادی آملی و همچنین تضعیف ارتش جمهوری اسلامی ایران و ایجاد تقابل ارتش و سپاه،توسط افراد نفوذی آمریکا در مراکز دکترینال،صورت می گیرد؛همه اطلاعات این فرد که به عنوان نفوذی آمریکا به دنبال تضعیف اعتماد مردم به نهادها و مسئولان کشور است، در اختیار این تیم نفوذی قرار گرفته است».


همانگونه که ذکر شد، بحث انکار فعالیت های جاسوسی و اطلاعاتی،آمریکا و دیگر کشورهای متخاصم یا رقیب ایران نیست! بحث این است که لازم است افراد را نسبت به سخنانی که بر زبان می رانند، مسئولیت پذیر کرد و در این راه از پروپاگاندا و تبلیغاتی که تعداد معدودی از سمپات های این افراد در فضای مجازی به راه می اندازند نباید هراس به دل راه داد!اینکه شخصی علاقه به نوشتن داستان های اطلاعاتی و امنیتی دارد، نکته مثبتی است، اما باید به او کمک داد تا این داستان ها را در قالب یک رمان، با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،منتشر کند، نه اینکه داستان ها را در قالب خبر،برای مردم پیش از اتمام تحریر داستان تعریف کند؛ وی باید بداند که قرائت داستان های کتابش برای مردم در تریبون های عمومی از دو جهت زیان دارد: اول اینکه جذابیت داستان برای مردم از بین می رود و دوم اینکه پایان داستان از همین ابتدا مشخص می شود و کتاب داستان های امنیتی حسن عباسی در صحنه فروش عمومی با شکست مواجه می شود.